اخبار و مقالات

آگهی‌ها

کالاها

شرکت‌ها

روی (Zinc)

خریدار: :  P.M.T.A

5000   تن توافقی   
پیشنهاد فروش

ژلاتین (Gelatin)

خریدار: :  مزمز

2   تن توافقی   
پیشنهاد فروش

سوربیتول (Sorbitol)

خریدار: :  مزمز

5   تن توافقی   
پیشنهاد فروش

پودر کاکائو (Cocoa Powder)

خریدار: :  مزمز

65   تن توافقی   
پیشنهاد فروش

الیاف ویسکوز (VSF)

فروشنده: :  تهران سیکا

1   کیلوگرم 110,000  ریال  
سفارش خرید

الیاف ویسکوز (VSF)

فروشنده: :  تهران سیکا

1   کیلوگرم 110,000  ریال  
سفارش خرید

جوش شیرین (Sodium bicarbonate)

فروشنده: :  مهرادکو

1   تن 300  دلار آمریکا  
سفارش خرید

سیلیکات زیرکونیم (Zirconium Silicate)

فروشنده: :  مهرادکو

1   تن 1,000  دلار آمریکا  
سفارش خرید

متیلن کلراید (Methylene Chloride)

فروشنده: :  مهرادکو

1   تن 400  دلار آمریکا  
سفارش خرید

سید عباس عراقچی؛ دیپلمات سهل و ممتنع

سید عباس عراقچی؛ دیپلمات سهل و ممتنع

« سهل و ممتنع» را « آسان سخت» هم می گویند. شاید در دیپلماسی ایران فقط یک نفر مصداق آن باشد: سید عباس عراقچی.

رسانه ای ترین عضو تیم مذاکره کننده، پرابهام ترین هم هست. تکلیف شما با سایر اعضای تیم همچون محمد جواد ظریف و مجید تخت روانچی روشن است. پیشینه شان یک خط صاف است ، اما عراقچی چنین نیست.

یک طیف به او انتقاد دارد که چرا حاضر به همکاری با تیم جدید هسته ای شده و طیف دیگر به ظریف انتقاد می کند که چرا او را در تیم مذاکره کننده نگه داشته است.

وقتی یک روزنامه شاخص اصولگرا در اقدامی نادر از او برای آن که مطلبی درباره یکی از نزدیکانش چاپ کرده عذرخواهی می کند، تحلیل ها او را به سمت یک طیف می راند و یا هنگامی که برخی مسئولان او را به نام یاد می کنند ارزیابی ها بیش از همه به سوی اتکای عراقچی به روحانیت می رود.

عده ای او را « زینت» و بعضی هم «سپر» تیم مذاکره کننده قلمداد می کنند و شماری هم می گویند « گزینه ناگزیر» وزیر خارجه فعلی است.

ولی آیا این ، همه داستان عراقچی است؟ این دیپلمات اصفهانی چگونه پله های نردبان ترقی را پیموده؟

نخستین پست مدیریتی

صادق خرازی می گوید: یک بار از ظریف پرسیدم چرا عراقچی را نگه داشتی؟ گفت « به خاطر حرفه ای بودنش». البته من هم جای ظریف بودم همین کار را می کردم.

خرازی یکی از کسانی است که به خاطر حمایت از عراقچی شماتت شده. در زمانی که علی خوشرو معاون اموزشی و پژوهشی وزارت خارجه بود ، عراقچی رییس یکی از گروه های مطالعاتی بود. هنگامی که صادق خرازی بر صندلی معاونت نشست عراقچی کارهایش را می کرد تا برای ماموریت عازم نیویورک شود که خرازی مانع شد.

عراقچی در ایران ماند و مدیرکل دفتر مطالعات وزارت خارجه شد. از خرازی پرسیدم « چرا مدیرش کردی؟» گفت: می خواست به عنوان کارشناس به نیویورک برود. به نظر من ظرفیت ایشان بیش از کارشناس بود. پرکار ، دقیق و حرفه ای بود و البته متدین و وفادار به آرمان های انقلاب.

این کار صادق خرازی بی هزینه هم نبود. او می گوید در آن دوره مخالفت های زیادی با این تصمیم او شد. می گفتند « چرا یک جوان تازه کار را مدیر کردی؟»

خرازی گفت: پاسخ دادم سن و سال او با من یکی است. تجربه هم پیدا می کند.

در سال 1378 کارهایش انجام می شود تا به سفارت ایران در فنلاند برود. حکمش که زیر دست رییس جمهور وقت می رسد ، رییس جمهور برای امضایش تردید می کند.

خرازی می گوید: علیه او شانتاژ کرده بودند. شبنامه علیه اش پخش کردند. من با اقای رییس جمهور کلی صحبت کردم تا قبول کرد که عراقچی سفیر شود. گفتم اگر کسی توانایی دارد ، وابستگی هم به روحانیت داشته باشد اشکالی دارد؟

معاون اسبق وزیر خارجه گفت: شاید به برخی دیدگاه هایش انتقاد داشته باشم ولی او را شایسته و حرفه ای می دانم. معتقدم رشد داشته و خودش را خوب حفظ کرده است.

وابستگی های 30 ساله

سال 82 عراقچی از هلسینکی بازگشت . به پیشنهاد آهنی ، رییس اداره اول غرب اروپا شد ، پستی که از مدیرکل سابق دفتر مطالعات وزارت امور خارجه انتظار نمی رفت با این حال او پذیرفت. زمانی که معیری معاون آموزشی و پژوهشی شد او را به ریاست دانشکده وزارت خارجه منصوب کرد.

در دولت نهم او پله های نردبان را سریع تر پیمود. متکی او را معاون حقوقی و بین الملل کرد و دو سال بعد در 1386 سفیر ایران در ژاپن شد. تا 1390 در توکیو ماند. وقتی بازگشت معاون آسیا و اقیانوسیه شد.

دورانی که علی لاریجانی و سپس سعید جلیلی هدایت مذاکرات هسته ای را به عهده داشتند، عراقچی عضو تیم مذاکره کننده بود . با این حال « ارشد» نبود. در یک فصل جواد وعیدی و در فصلی دیگر علی باقری ارشد بودند و عراقچی عضوی که نه در تصاویر خبری حضور چندانی داشت و نه در خبرها و اظهار نظر ها.

در این مدت وزارتخانه های دیگر هم به او پیشنهاد پست هایی را دادند اما عراقچی یک پاسخ می داد: مشورت کردم، در وزارت خارجه می مانم.

در آخرین ماه های دولت دهم، عراقچی سخنگوی وزارت خارجه شد. با روی کار آمدن دولت یازدهم، محمد جواد ظریف سکان هدایت دیپلماسی را در دست گرفت و تقریبا همه معاونت ها را برای عراقچی در نظر داشت تا اینکه بالاخره معاونت امور حقوقی و بین المللی را به او پیشنهاد کرد.

عراقچی در تیم مذاکره کننده هم ماند، این بار به عنوان « عضو ارشد».

تیم جدید و تیم قدیم

یکی از سوال هایی که هر کس را دچار « خارش مغزی» می کند ، دیدگاه عراقچی درباره تیم های قبلی و فعلی مذاکرات است.

احتمالا در هر مصاحبه ای حداقل یک بار ناگزیر شده به این پرسش پاسخ دهد. او می گوید: تفاوت در « شیوه و رویکرد» مذاکره است نه در « نیت و انگیزه مذاکره کنندگان». رویکرد دولت جدید سعی می کند بازی را به صورت برد – برد تعریف کند همین هم سرعت پیشرفت گفت و گو ها را بیشتر کرده است.

ارزیابی عراقچی از تفاوت در رویکرد مذاکرات و تلاش هایش برای کاستن از شدت مخالفت های داخلی، حکایت از دیدگاه پراگماتیستی او دارد و این که پیشبرد دیپلماسی بیش از همه نسبت ها و ارتباطات ادعایی برایش اصل است.

دیپلمات ها او را به پرکاری، مطالعه، تمایل به نوشتن و تیزهوشی می شناسند و ماه های حضوردر تیم جدید مذاکره کننده نیز عرصه را برای بالندگی او فراهم کرده است.

پل ارتباطی خبرنگاران و تیم مذاکره کننده

عراقچی تجربه سخنگویی نداشت ، اما نشان داد استعداد این کار را دارد. سه ماه ایستادن پشت تریبون سخنگویی از یک سو طعم رسانه را به او چشاند و از سوی دیگر چهره جدیدی را به خبرنگاران نشان داد. این سه ماه مسیر زندگی عراقچی را به کلی تغییر داد.

او ریسک ارتباط با خبرنگاران را پذیرفت و به رابطه خوبش با خبرنگاران در ماه های بعد هم ادامه داد.

بیان نرم و آرام او و روایت روانش از مذاکرات به سرعت او را به چهره رسانه ای تیم مذاکره کننده تبدیل کرد.

عراقچی می تواند ساعت ها حرف بزند بدون این که قادر باشید آن را در یک جمله خلاصه کنید یا مدتها خطابه کند به گونه ای که حتی یک واژه فراموشتان نشود.

می تواند همه خبرنگاران با هر طیف فکری را راضی نگهدارد به گونه ای که هر کدام گمان کنند بهترین رابطه را با او دارند.

همکارانش او را به آرامش و کم حرفی و چهره ای نه چندان خندان می شناسند اما خبرنگاران روی دیگری از او دیده اند.

هنگامی که به اتاق مذاکره می رود و درها بسته می شود، دیپلمات ها آن روی عراقچی را می بینند. مجید تخت روانچی می گوید: عراقچی بسیار حرفه ای، دقیق و قاطع مذاکره می کند و این مورد اذعان طرف های مذاکره کننده نیز هست.

با این حال خبرنگاران عراقچی را به نرم خویی می شناسند. در شرایطی که پرهیز از خبرنگار رویه حاکم بر دستگاه دیپلماسی است، عراقچی یک استثنا محسوب می شود. او شهامت ارتباط با خبرنگار را دارد و به خوبی از عهده پاسخگویی به سوالات آنها بر می آید، بدون اینکه از خط بیرون بزند یا رسانه ای را برنجاند.

اما همه این ها بی هزینه هم نیست. نمود رسانه ای عراقچی و حضورش در جلسات دستگاه های مختلف برای توضیح آنچه در مذاکرات هسته ای می گذرد ، انگشت اشاره را بیش از هرکس به سمت او نشانه می گیرد. باز هم حرفهای همیشگی و نسبت دادن های قدیمی.

او یک بار گفت: من مثل بچه آدم و از در وارد وزارت خارجه شدم. نه از پنجره آمدم و نه از سقف پریدم.

پر پرواز

می گویند اگر بخواهی خواننده شوی نباید صدایت مشابه خواننده ای مشهور باشد؛ اگر بخواهی نویسنده ای صاحب نام شوی نباید نامت پیش پا افتاده و معمولی باشد. در عالم سیاست هم نام نادر همچون نویسندگی به کار می آید.

با این حال عراقچی بیش از آن که شهرتش را مدیون خوش ذوقی جدش در انتخاب این نام فامیل باشد، مرهون خصوصیات شخصی اش است.

نام او بیش از هرکس دیگر در ماه های اخیر در رسانه های ایران و جهان مطرح است. ظریف از ابتدا به او اعتماد کرد و او هم تا اینجای کار به این اعتماد پاسخ خوبی داده است.

دوران وزارت ظریف « پر پرواز» عراقچی بود. در آینده نام او را بیشتر خواهیم شنید.

خبرگزاری جمهوری اسلامی

  • مطالب مرتبط
نظرات (1) کاربر عضو:  کاربر مهمان: 
ali شناسه نظر: 151225 16 اسفند 1393 - 19:34

in ghadr tarife bikhodi az ishan nakonid

ادامه
ارسال نظر
حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
ایمیل صحیح نیست.
لطفاً پیوند مرتبط را کامل و با http:// وارد کنید
متن نظر خالی است.

wait...